سيد علي اكبر قرشي
76
قاموس قرآن ( فارسي )
شده : « الفواحش الزّنا و السّرقة » آيهء چهارم در صغيره و كبيره بودن گناه صريح است زيرا مجرمين از آنچه در كتاب است ترسانند و ميگويند اين چه كتابى است على هذا صغيره و كبيره گناهند . در آيهء پنجم صغير و كبير شامل همهء اعمال است اعم از نيك و بد . در آيهء اول مراد از سيئات يا صغائراند و يا آثار معاصى و در صورت اجتناب از كبائر ظاهرا آنها مورد عفواند مشروط بر اينكه مورد اصرار واقع نشوند و گرنه اصرار بر صغيره آن را در رديف كبائر قرار خواهد داد * ( وَلَمْ يُصِرُّوا عَلى ما فَعَلُوا وَهُمْ يَعْلَمُونَ ) * آل عمران : 135 . در كافى باب الاصرار على الذّنب از ابا عبد اللَّه عليه السّلام نقل شده : « لا صغيرة مع الاصرار و لا كبيرة مع الاستغفار » و راجع به * ( « إِلَّا اللَّمَمَ » ) * در آيهء سوم ، عنقريب بحث خواهد شد . اشكال اگر گويند : متعلَّق اجتناب در سه آيهء اولى كبائراند و در صورت انقسام گناه بر صغيره و كبيره بايد گفت : فقط كبائر در اسلام واجب الاجتناباند نه صغائر ! ! لذا بهتر است بگوئيم * ( ما تُنْهَوْنَ عَنْه ) * در آيهء اول وصف كبائر و در آيهء دوم و سوم « الاثم » بيان كبائر است على هذا همهء گناهان كبائر و اثم و منهىّ عنهاند و آمدن لفظ كبائر دلالت دارد بر اينكه در اسلام صغائر نداريم . گوئيم : صريح آيهء چهارم دال بر وجود صغيره و كبيره است و تقسيم گناهان بر صغيره و كبيره حتمى است و در سه آيه اولى نميشود كبائر را شامل همهء گناهان دانست با آنكه آيهء چهارم آنها را صريحا تقسيم كرده است ، لذا تقريبا يقينى است كه * ( « ما تُنْهَوْنَ عَنْه » ) * و * ( « الإِثْمِ » ) * اعمّ ، و كبائر قسمتى از آن دو است . امّا اينكه فقط كبائر مورد اجتنابند نه صغائر بايد دانست : صغائر در صورت اصرار داخل در كبائراند و